بازگشت به سایت
تجربههای دوران کودکی، رابطه با والدین و سبک دلبستگی میتوانند بر نحوه تجربه هیجانها و شکلگیری روابط بزرگسالی اثر بگذارند. اما در رواندرمانی هدف پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف فهمیدن الگوهایی است که هنوز در زندگی امروز ما فعالاند.گاهی فرد در بزرگسالی با اضطراب، احساس بیارزشی، ترس از طرد شدن، وابستگی عاطفی، خشم یا مشکلات ارتباطی مواجه است و متوجه میشود بخشی از این تجربهها با رابطه او با والدینش ارتباط دارد.اما یک سؤال مهم وجود دارد:اگر گذشته قابل تغییر نیست، درمانگر با آن چه میکند؟گذشته را تغییر نمیدهیم؛ معنای آن را تغییر میدهیمدر رویکرد درمان مبتنی بر ذهنیسازی (MBT)، تمرکز فقط بر اتفاقی که در کودکی افتاده نیست، بلکه بر این است که فرد امروز چگونه آن تجربه را معنا میکند.برای مثال، کودکی که بارها احساس کرده «شنیده نمیشود»، ممکن است در بزرگسالی سکوت یا بیتوجهی شریک عاطفی خود را نیز به معنای «دوست نداشتن من» تفسیر کند.درمانگر به جای قضاوت سریع، کمک میکند فرد مکث کند و بپرسد:الان چه احساسی دارم؟درباره نیت طرف مقابل چه فرضی دارم؟آیا ممکن است برداشت دیگری هم وجود داشته باشد؟آیا تجربه امروز با تجربههای گذشته در ذهن من پیوند خورده است؟این فرایند به تقویت ذهنیسازی کمک میکند؛ یعنی توانایی درک رفتار خود و دیگران بر اساس احساسات، افکار، نیازها و انگیزههای ذهنی. پژوهشهای جدید، ذهنیسازی را یکی از فرایندهای بالقوه مهم در تغییر رواندرمانی میدانند، هرچند شواهد هنوز کاملاً قطعی نیستند.EFT: پشت خشم، معمولاً یک نیاز رابطهای وجود دارددر درمان هیجانمدار (EFT)، درمانگر تلاش میکند هیجانهای عمیقتر و نیازهای دلبستگی را شناسایی کند.گاهی پشت خشم، ترس از رهاشدن وجود دارد.پشت کنترلگری، ترس از دست دادن.پشت اجتناب عاطفی، تجربهای از ناامیدی یا آسیبپذیری.و پشت نیاز شدید به تأیید، ممکن است این باور پنهان باشد:«اگر دیگری مرا تأیید نکند، شاید به اندازه کافی ارزشمند نباشم.»EFT به فرد کمک میکند این چرخههای هیجانی را بشناسد و به جای واکنشهای قدیمی، شیوههای ایمنتر و مؤثرتری برای برقراری ارتباط ایجاد کند. شواهد پژوهشی، بهویژه در درمان زوجها، از اثربخشی EFT در کاهش مشکلات رابطهای و افزایش رضایت رابطه حمایت میکنند.آیا باید والدین را مقصر بدانیم؟خیر.شناخت تأثیر رابطه والد–کودک با سرزنش والدین متفاوت است.ممکن است والد خود نیز با آسیبها، محدودیتهای هیجانی یا الگوهای دلبستگی خاصی بزرگ شده باشد. دانستن این موضوع میتواند به فهم بهتر چرخه بیننسلی کمک کند، اما رفتار آسیبزا را توجیه نمیکند.درمانگر به جای پرسیدن صرفِ این سؤال که:«والدینت چه مشکلی داشتند؟»سؤالهای مهمتری مطرح میکند:«این تجربه چه اثری بر تو گذاشت؟»«امروز کجا دوباره فعال میشود؟»«وقتی این الگو فعال میشود، چه احساسی داری و چه نیازی پشت آن قرار دارد؟»«چگونه میتوانی به جای تکرار الگوی قدیمی، پاسخ متفاوتی ایجاد کنی؟»چارچوبهای مبتنی بر ذهنیسازی نیز بر کمک به والدین برای درک بهتر حالات ذهنی خود و کودک تأکید دارند.درمانگر چه کمکی میکند؟درمان مؤثر قرار نیست گذشته را پاک کند. قرار است به فرد کمک کند:الگو را ببیند → هیجان را بشناسد → نیاز را بفهمد → ذهن خود و دیگری را بهتر درک کند → پاسخ جدیدی انتخاب کند.به همین دلیل، درمان مشکلاتی مانند اضطراب، مشکلات رابطهای، تعارضهای زوجی، ترس از طرد، وابستگی، اجتناب عاطفی و دشواری در تنظیم هیجان میتواند با بررسی الگوهای دلبستگی و تجربههای رابطهای گذشته همراه شود.همچنین کیفیت رابطه درمانی خودِ درمانگر و مراجع اهمیت زیادی دارد. پژوهشهای جدید نشان میدهند ویژگیهای رابطهای و سبک دلبستگی درمانگر میتواند با کیفیت اتحاد درمانی ارتباط داشته باشد، هرچند این حوزه همچنان نیازمند پژوهش بیشتر است.چه زمانی مراجعه به روانشناس میتواند مفید باشد؟اگر متوجه میشوید یک الگوی مشابه بارها در روابط شما تکرار میشود؛ مثلاً:همیشه از طرد شدن میترسید.بیش از اندازه به تأیید دیگران نیاز دارید.هنگام صمیمیت عقبنشینی میکنید.در تعارضها خیلی سریع خشمگین یا خاموش میشوید.احساس میکنید در روابط «شنیده نمیشوید».با وجود شناخت منطقی، نمیتوانید واکنشهای هیجانی خود را تغییر دهید.ممکن است بررسی دلبستگی، هیجان، ذهنیسازی و الگوهای رابطهای در رواندرمانی به درک ریشه این چرخهها و ایجاد تغییر پایدارتر کمک کند.درمان قرار نیست گذشته را انکار کند یا والدین را محاکمه کند؛ قرار است به شما کمک کند بفهمید گذشته چگونه در روابط امروزتان ادامه پیدا کرده و چگونه میتوان این چرخه را تغییر داد.کلیدواژههای مرتبطرواندرمانی، درمانگر روانشناس، درمان مبتنی بر ذهنیسازی، MBT، درمان هیجانمدار، EFT، دلبستگی، مشکلات رابطهای، مشکلات خانوادگی، رابطه با والدین، تنظیم هیجان، اضطراب، ترس از طرد، وابستگی عاطفی، اجتناب عاطفی، درمان مشکلات رابطهای
مقاله آموزشی
وقتی ریشه مشکلات ما به والدین میرسد؛ درمان چه کمکی میکند؟
تجربههای دوران کودکی، رابطه با والدین و سبک دلبستگی میتوانند بر نحوه تجربه هیجانها و شکلگیری روابط بزرگسالی اثر بگذارند. اما در رواندرمانی هدف پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف فهمیدن الگوهایی است که هنوز در زندگی امروز ما…